کفنش تازه است و بوی عطر همه جا را پر کرده ...

hatamahmadi.jpg

كردستان درگيري بود. حاتم با اولين گروه اعزامي از گرمسار به آن جا رفت. در استانداري سنندج توسط ضدانقلاب محاصره شدند.

محاصره ضدانقلاب شکست، در حالي كه حاتم شهيد شده بود. جنازه اش را به گرمسار آوردند. اولين شهيد گرمسار بود. هنوز جنگ شروع نشده بود. او را در مزار عمومي گرمسار دفن كردند.

با شروع جنگ قطعه اي در كنار همين مزار براي شهدا در نظر گرفته شد. شهدا را كه مي آوردند، در اين قطعه دفن مي كردند. چند سال بعد ساختماني براي مزار شهدا ساخته شد. خانواده شهدا همه زير اين ساختمان شهدايشان را زيارت مي كردند. مزار حاتم با اين ساختمان حدود سي متر فاصله داشت.

تصميم گرفته شد كه با موافقت خانواده اش مزار او را با جنازه به قسمت جديد منتقل كنيم.

بايد اطراف قبر پي كني و بتون ريزي مي شد. سفارش لازم به كارگري كه بايد اين كار را مي كرد شد.

در محل كارم در بنياد شهيد بودم كه آن كارگر هراسان به سراغم آمد. نفس نفس مي زد و ترسيده بود گفت :" نوک كلنگم به ديواره قبر خورد  سوراخ شد. كفنش تازه است و بوي عطر همه جا را پر كرده."

برايم تازگي داشت. هفده سال از دفنش گذشته بود. بلافاصله به يکي از عکّاسان حرفه اي شهر زنگ زدم و موضوع را گفتم. او يك حلقه فيلم سي وشش تايي برداشت و آورد عکس گرفت. آن كارگر درست مي گفت. همه جا را بوي عطر پر كرده بود. مردم زيادي آمدند و ديدند ولي در كمال تعجب، تمام سي و شش حلقه عکس را وقتي خواستند ظاهر كنند سوخته بود.

شهید حاتم احمدی

راوی: علی میر آخوری

منبع:فرهنگ نامه شهدای گرمسار ج 1 ص 50-51

 

 

0 نظر

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

پر کردن فیلدهای ستاره دار الزامی است.*